"خبر" از ما نمی گیرد "نگار" ی ،


                                                      چه عالی !


                                 سلام الله ما کرّ اللیالی ...




*

پ . ن ١: امسال  کیهان همزمان با 17 مرداد ، خون خبرنگارهایش را توی شیشه کرد ؛ کجا ؟ سالن روابط عمومی .

خداییش من که برای ساندیسش رفته بودم ؛ به خانومی که خون می گرفت گفتم : اگر دو بار خون بدم ، میشه دو تا ساندیس بدید ؟!

 

پ . ن ٢: رضا رفیع هم در جواب پیامک من این رباعی را فرستاده است :

 

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بند ِ سر ِ زلف نگاری بوده است

این دسته ! که بر گردن او می بینی

روزی قلم خبرنگاری بوده است !

 

پ . ن آخر : خب دوستان ! دیدید که باز هم این جماعت فحاش ِ "ادب مرد به ز دولت اوست " به فاصله همین دیشب تا امروز صبح که دسترسی به نت نداشتم چه اظهار فضله هایی کردند ! نگفتم که اینها از فضای باز می ترسند و حرفی جز فحش و دشنام دادن ندارند ؟ و قصدشان این است که کامنت دونی وبلاگ بچه های انقلابی و متدین بسته باشد تا بهانه ای داشته باشند برای اتهام زدنهایشان که اینها از جواب شنیدن می ترسند ؟ خب ، در هر صورت آنها بُردند اما با نامردی . پس از حالا به بعد خیلی خودشان را به  زحمت نیندازند : کامنتدونی آب و آتش ، نیازمند تأیید شد !

یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()